جشن فارغ التحصیلی 88
دو گانه "کیک شیرین "و طعم تلخ دوری


مهر آمد شعر با هم بودن سرودیم .
برف آمد تلخی سفر را چشیدیم . آموزگار درس داد . بی خوابی شب امتحان را و اضطراب نمره را به دل راه دادیم . هر چه بود شور بود و نشاط و شادمانی . مهر بود و صفا و یادگاری !امید به فردا در دل هامان زنده بود و هنوز هم هست . به سوی نور آنسوی کوهها حرکت کردیم . به فردا و فردا ها نگریستیم . باهم تا خرداد آمدیم . از ۸۶ تا ۸۸. و اکنون سالگرد دو سالگی مهر و رفاقت بود . شمعی روشن ساختیم . شیرینی کیکی زیبا و یگانه ! را به لطف همقطاری نوش جان کردیم . اما هرگز سخنی از طعم گس هجر بر زبان نراندیم . به روی خودمان هم نیاوردیم که شاید روزهای آخر با هم بودن باشد .
خنده ها زیبا بود و شوخی ها بامزه . اما این شادی ها طعم گس داشت . .....
روز ۱۳ خرداد در کلاس ۲۱۳ چند یار غار و با وقار گرد هم آمدند به یاد روزهایی که با هم بودند . شمعی روشن ساختند و جشنی حقیرانه اما پر سوز و شور گرفتند . و این آخرین عکس دسته جمعی ما است شاید !!
جای خیلی ها خالی بود . برخی نتوانستند بیایند و عذرشان موجه است . مثل اسلام نیک نفس . اما برخی دیگر چرا ؟! !!!
اوقات خوش آن بود که با دوست به سر شد
باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود